باز می گردم..

تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

باز می گردم..

تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

مشخصات بلاگ
باز می گردم..

عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود..


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بیاد تو» ثبت شده است


دوست داشتنت امشب طعم انار و خرمالو می دهد
طعم سفره ی یلدا وسط گرمای مرداد!
که همه را کلافه کرده
که همه را به جان هم انداخته و تو را به جان من!!

دوست داشتنت طعم یخ در بهشت می دهد امشب
شب که نه،دو سه پله دیگر صبح است
می ترسم برف بگیرد فردا
و حیرتِ روزنامه ها،شهر را بردارد

تو که می خوابی می ترسم خوابِ برف ببینی و برف بگیرد و تابستان ماتش ببرد
یا خوابی ببینی که درخت سبز شود بر تخت و
همسایه از صدای روییدن ریشه از خواب بپرد

حساب و کتاب ندارد با تو
نه فصلها، نه هوا ،نه ماجراها

همیشه می آیی و می روی
یا شاید هم نمی آیی که بروی
و من در به در  
به دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم
به چیزهایی که کلمه برایشان اختراع شده باشد قبل ها! *




به یاد جودی..



* مهدیه لطیفی

  • اردیبهشت


دلم برات تنگ شده جودی..

  • اردیبهشت

آن روز، روز چندم اردیبهشت

یا چند شنبه بود

نمی دانم

آن روز هر چه بود

از روزهای آخر پاییز

یا آخر زمستان

فرقی نمی کند

زیرا

ما هر دو در بهار

- در یک بهار -

چشم به دنیا گشوده ایم

ما هر دو

در یک بهار چشم به هم دوختیم

آن گاه ناگهان

متولد شدیم و نام تازه ای

بر خودگذاشتیم

فرقی نمی کند

آن فصل

- فصلی که می توان متولد شد -

حتما بهار باید باشد

و نام تازه ی ما ، حتما

دیوانه وار باید باشد

فرقی نمی کند

امروز هم

ما هر چه بوده ایم ، همانیم *


* از قیصر امین پور

                           



  • اردیبهشت

دنیا دارد از شعرهای عاشقانه تهی می شود

و مردم نمی دانند

چگونه می شود بی هیچ واژه ای

کسی را که این همه دور است

این همه دوست داشت ...




* تولدت مبارک جودی ابوت من

*شعر از لیلا کرد بچه


  • اردیبهشت

تورو آرزو نکردم،ته تنهایی جاده

آخه حتی آرزوتم واسه من خیلی زیاده

تورو آرزو نکردم،این یعنی نهایت درد

خیلی چیزا هست تو دنیا،که نمیشه آرزو کرد *




* شعر از روزبه بمانی

  • اردیبهشت

چشمی از عشق ببخشایم

       تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا *


داره یک سال میشه بانو.....دلم تنگ است،و میدانم که میدانی..

* شعر از محمدرضا عبدالملکیان


  • اردیبهشت