باز می گردم..

تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

باز می گردم..

تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

مشخصات بلاگ
باز می گردم..

عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود..


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.

۹ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

یه جمله ای رو این روزا زیاد می شنوم و اونقدر اذیتم میکنه که بابتش پست میذارم
که ان شاءالله به امید خدا یه روزی بیاد قبل از حرف زدن و قبل از تقلید حرفهای دیگران فکر کنیم..آمین

"تو هیچ جای دنیا همچین اتفاقی نمیفته"
میخوام بدونم کسیکه این جمله رو بکار میبره همه جای دنیا رو رفته؟
یا درباره همه جای دنیا به قدر یک پروفسور مطالعه کرده که صاحب نظر باشه؟
یا اگه نقل قول میکنه اونقدر به دانش گوینده ش اطمینان داره که حرفش رو انتشار میده؟؟

یه چیزی تو وجود بعضیامون بد نیست اگه پررنگ تر بشه اونم میهن پرستیه.اینجا این خاک هرجوری که هست و هر ایرادی که داره باید برامون عزیز باشه..چون پاهات روی هر خاکی غیر از این خاک باشه بهت نمیگن خوشبخت،میگن غریب...



به خدا روشن فکری نیست تا هر کی هر حرفی میزنه بگیم خارج فلانه ما فلانیم..
کسیکه این جمله رو به کار میبره اتفاقا کم دانشی خودش رو به من اثبات میکنه
آخه یه ذره از هرچیزی دونستن برای اظهار فضل در تمام زمینه ها کافی نیست.


بابا اینقدر گوش مردم رو با افاضاتمون پر نکنیم.

آهای همونا که خارج آرمانشهرتونه!!
مگه دلت نمیخواد ما هم قد خارج پیشرفت کنیم؟؟پس جای اینکه این حرفهارو تو مغز مردم فرو کنی اولین خریدی که داشتی یه کالای ایرانی بخر.
همین

برای قدرتمندی کشورت ،خاکت ،جایی که توش غریب نیستی کمی خرج کن..


اردیبهشت نوشت

  • اردیبهشت

بدا به حال اونها که سخت ترین کار دنیا براشون فکر کردنه!

وقتی نمیتونیم بافرهنگ باشیم پزش رو ندیم..با پز الکی دادن هیچ جامعه ای  پیشرفت نکرده 

والله سخت نیست فهمیدن اینکه بقیه هم مثل خودمون آدمن و حقی دارن 

والله سخت نیست فهمیدن اینکه با انفجار و دود و آتیش نمیشه سور گرفت 


اردیبهشت نوشت

  • اردیبهشت

میخواستم چیزی بنویسم که نه شعار باشد,نه محتوای آه و ناله داشته باشد,نه شبیه شکست عشقی خورده ها شود,نه خواننده فکر کند نویسنده توهم قدیس بودن دارد,نه خواننده فکر کند نویسنده سندرم خودبزرگ بینی دارد,نه فکر کنند نویسنده علیرغم سنش در دنیای کودکی غوطه میخورد و حرفهای بچگانه میزند,نه شبیه آنها باشد که از خمیازه اول صبحشان را مینویسند تا خروپف آخر شبشان را...نه سوء تفاهمی برای کسی پیش بیاید,نه از تو تصویری غیر از آنچه هستی در ذهن خواننده پدید آورد,نه طولانی باشد,نه شکوه و شکایت و اخم و تخم و امر و نهی و..داشته باشد,نه..

که یادم آمد اصلا همان سکوت خودم از همه چیز بهتر است..که آخرش اگر اتفاق خوبی نیفتاد می گذاری پای اینکه آنجا باید حرف میزدی که نزدی,پس توقعی هم از کسی نمی رود..

می دانی خیلی سخت است که قبل از اینکه حرفی را بزنی آن حرف را ببری در فرمول فکر و ذهن و دانش و بینش خواننده یا شنونده و بعد یک چیزهارا به علاوه و منها کنی,و با این پیش زمینه که مذاق خواننده با کدام کلمات ارتباط برقرار میکند با استدلال اغراق بعضی چیزهارا ضرب کنی,کمی از بی نظمیها را مرتب کنی و سر و ته یک چیزهارا بزنی و نتیجه اش بشود یک تعداد کلمه دست و رو شسته ی زلف بر باد نداده ی شیکِ کت و شلوار پوشیده ی متبسمِ بینوا که دلشان میخواهد با همه دوست باشند,حتی با گره ابروهای تو..



می دانی از این حرفهای خوشگل کم پیدا نمی شود اما مساله اینجاست که نویسنده همیشه هم حوصله ندارد این همه کار کند :)


فقط اینکه؛

خوب باشیم..

جای دوری نمی رود..


اردیبهشت نوشت
  • اردیبهشت





زادگاه و تاریخ تولد هیچکس در هیچ نقشه و تقویمی نیست
چرا که آدمها ،هرلحظه
در تپش قلب کسانی که دوستشان دارند ،متولد می شوند.

تولدت مبارک مهربانو
  • اردیبهشت

اگر نمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی,بوته ای در دامنه ای باش

ولی بهترین بوته ای باش که در کناره راه می روید

اگر نمی توانی درخت باشی، بوته باش

اگر نمی توانی بوته ای باشی، علف کوچکی باش

و چشم انداز کنار شاه راهی را شادمانه تر کن

اگر نمی توانی نهنگ باشی، فقط یک ماهی کوچک باش

ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!

همه ما را که ناخدا نمی کنند، ملوان هم می توان بود

در این دنیا برای همه ما کاری هست

کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچکتر

و آنچه که وظیفه ماست، چندان دور از دسترس نیست

اگر نمی توانی شاهراه باشی، کوره راه باش

اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش

با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند

هر آنچه که هستی، بهترینش باش!


"داگلاس مالوچ"


  • اردیبهشت

حرفهای دوستم درباره مهمونهای عید ذهنم رو به این سمت سوق میده که بگم

بدترین نوع مهمان برای من اون کسیه که بچه ش یا بچه هاش از درودیوار بالا میرن،احیانا چند گوشه خونه خرابکاری میکنن و تو نمیتونی چیزی بگی و مدام مجبوری در حالیکه از عصبانیت کله ت سوت میکشه لبخند بزنی و بگی اشکال نداره خب بچه س  ... و بعد مادر بچه در حالیکه با خونسردی نفرت انگیزی روی مبل ولو شده هراز چند گاهی بچه رو صدا کنه،اونم جوری که معنیش میشه اشکال نداره به خرابکاریت ادامه بده،تا اینکه شبیه تنبیه باشه.

اینم مدل تربیت بیش از 90 درصد بچه های امروزیه

بچه هایی که بهشون اخم نمیکنن مبادا در آینده منزوی و گوشه گیر بشن.

بچه هایی که در مقابل خواسته ها و توقعات رنگ و وارنگشون کوتاه نمیان مبادا حسرت به دل بمونن.

بچه هایی که خوب نیست از لباس و وسایل جدید و کیف و کفش ست کم بیارن اما اگه از ادب کم آوردن اشکال نداره.

بچه هایی که لای دستمال کاغذی بزرگ میشن

بچه هایی که کودکی ندارن و انگار  زندگیشون از 12 سالگی شروع میشه.

بچه هایی که خلاقیت و شکوفایی استعداد و خیال پردازی و ذهنیتهای کودکانه شون خلاصه میشه در کلش آف جهنم.


داریم نسلی رو بزرگ می کنیم که بنظر میاد اتفاقا گوشه گیرترین و افسرده ترین و تنها ترین نسل خواهند بود..

دستمون درد نکنه بابت این همه آینده نگری و این همه عشق مادرانه و دلسوزی پدرانه مون.


اردیبهشت نوشت

  • اردیبهشت

جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد

ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد

بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم

مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد

شاید این باغچه ده قرن به استقبالت

فرش گسترده و در دست گلایل دارد

تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد

کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز

می خرم از پسرک هر چه تفال دارد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت

یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد

هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها

تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد...


سید حمیدرضا برقعی

  • اردیبهشت

بانوی کسی باش که بهار را دوست دارد 

و باران را 

و رسیدن را..


نیکی فیروزکوهی 


از امیرالمؤمنین (ع)نقل شده :

هر کس قصد ازدواج دارد دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت پس از حمد سوره یاسین بخواند و پس از اتمام نماز حمد و ثناى پروردگار گزارد.

  • اردیبهشت

ترس از اینکه مبادا برای تو اتفاقی بیفتد مثل سایه ای قلبم را مکدر می کند.

تا به حال می توانستم دختری بی خیال و بی فکر و شاد باشم چون چیز پرارزشی نداشتم که از دست بدهم. ولی حالا... تا آخر عمر یک نگرانی بسیار عظیم خواهم داشت و هر زمان که از من دور باشی به تمام اتومبیل هایی فکر خواهم کرد که ممکن است تو را زیر بگیرند یا تمام تخته های نصب اعلان که ممکنست روی سرت بیفتند و یا تمام میکروب های وحشتناک پر پیچ و تابی که ممکنست ببلعی. اکنون آسایش فکرم برای ابد از بین رفته، اما در هر حال هرگز علاقه چندانی به آرامش ساده نداشتم.


بابا لنگ دراز _ جین وبستر

  • اردیبهشت