باز می گردم..


تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

یادگاری

اگر چه خواب نیاید به چشمِ کم سویم
ولی به خاطر تو، شب بخیر می گویم

من از هجومِ خیالِ تو باز بیدارم
بخواب، راحت و خوش ای نگارِ مَه رویم


اردیبهشت ۰ نظر ۳

دلم روشن است

تو را نمی دانم

اما من دلم روشن است

به تمام اتفاق های خوبِ در راه مانده

به تمام روزهای شیرینِ نیامده

به لبخندی که یک روز بر دلمان می نشیند

به اجابت شدن دعاهایمان

به برآورده شدن آرزوهایمان

به محو شدن غم های دیرینه مان


من دلم روشن است..

روزی از راه می رسد..



اردیبهشت ۰ نظر ۳

چشمان تو


سر زیبایی چشمان تو دعوا شده است
بین ماه و من و یک عده اساتید هنر!




 مسعود محمد پور


اردیبهشت ۰ نظر ۲

دوستـت دارم

دوستت دارم
با اینکه تو خیلی چیزها را نمی بینی
مثل همین گوشواره های ستاره ام که فقط دو ستاره ی معمولی نیستند
وبه تنهایی می توانند تمام جهان را روشن کنند...اگر تو بخواهی.


یا همین سبزی دامنم
که از تمام دشتهای بهاری
تکه ای با خودش دارد...


دوستت دارم

با اینکه تو گاهی می روی و می گذاری با دردهایم نفس بکشم ..... با دردهایم برقصم
و گنجشک ها یکی یکی به حال و روزم گریه کنند..


من در دستهایت به دنبال ماهی های کوچک قرمزم می گردم که برایم نگه داشته بودی
در چشمانت به دنبال آهوها..
و روی لبانت هم می خواهم گل بکارم تا بهار بشود..



فرناز خان احمدی



اردیبهشت ۰ نظر ۲

چرا یاد عاشورا را زنده نگه می داریم؟

آیا زنده نگه داشتن یاد عاشورا فقط منحصر به این است که انسان سینه زنی و گریه کند، شهر را سیاه پوش کند، مردم تا نیمه های شب به عزاداری بپردازند و حتی گاهی روزها کار و زندگی خود را تعطیل کنند؛ مخصوصاً با توجه به اینکه این امور ضررهای اقتصادی به دنبال دارد.

 

آیا ممکن نیست این خاطره ها به گونه ای تجدید شود که ضررهای اقتصادی و اجتماعی کمتری داشته باشد، مثلاً جلسات بحث، میزگرد یا سمینارهایی ترتیب داده شود، و با تماشای بحث و گفت و گو خاطره ی این حادثه برای مردم تجدید شود؟!

بحث درباره شخصیت سیدالشهداء(ع) در قالب تشکیل میزگردها، کنفرانس ها، سخنرانی ها، نوشتن مقالات و امثال این قبیل کارهای فرهنگی، علمی و تحقیقات، بسیار مفید و لازم است و البته در جامعه ی ما نیز انجام می شود و به برکت نام سیدالشهداء(ع) و عزاداری آن حضرت، بحث، گفت و گو و تحقیقات زیادی درباره ی این امور صورت می گیرد و مردم نیز معارف را فرا می گیرند.

اردیبهشت ۰ نظر ۲

برای از تو نوشتن هوا کم است

این جا برای از تو نوشتن هوا کم است

دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!

 

اکسیر من! نه اینکه مرا شعر تازه نیست

من از تو می نویسم و این کیمیا کم است

 

سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست

در شعر من حقیقت یک ماجرا کم است

 

تا این غزل شبیه غزل های من شود

چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

 

گاهی ترا کنار خود احساس می کنم

اما چقدر دلخوشی خواب ها کم است!

 

خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست

آیا هنوز آمدنت را بها کم است!



اردیبهشت ۰ نظر ۲

3

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
اردیبهشت
عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود..


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان