۶ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

بانوی عاشق

زنی که گلوبندی از بهار نارنج به گردن دارد
و ریحان و نعنا در باغچه می کارد
برای قمری ها دانه می پاشد و
با باران حرف میزند
ناخن هایش را با حنا رنگ می کند و
گیسوان بافته اش را با روبان های رنگی می بندد
نه از خزان گله دارد،نه از داغ تابستان
زمستان هایش را به بهار می بافد و
بهارهایش را به زندگی

او زنی ست که تار و پودش عاشق است
و هنوز زن های عاشق
به کتاب ها کوچ نکرده اند...


آرزو پارسی


  • اردیبهشت
  • چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵

بعضی ها..

بعضی ها؛ شبیه یک انجیر رسیده می مانند که یکهو از آسمان می افتند در دامن رنگ و وارنگ زندگی ات...

آن قدر بی هوا که اصلا نمیدانی چه شد... چگونه شد...

اصلا خودت را می زنی به کوچه علی چپ و از بودنش لذت می بری.


بعضی ها؛ شبیه عطر بهارنارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت،

نفس می کشی... آنقدر عمیـــق که عطر بودنشان را تا آخرین ثانیه ی عمرت در ریه هایت ذخیره کنی...


بعضی ها؛ شبیه ماهی قرمز کوچکی هستند که افتاده اند در تنگ بلورین روزگارت

جانت را با جان و دل در هوایشان؛ تازه می کنی...


بعضی ها؛ آرامش مطلقند؛ لبخندشان... تلالو برق چشمانشان؛ صدای آرامشان..

و اصلِ کار، تپش قلبشان...

انگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق می کنند.

و آنقدر عزیزند؛ آن قدر بکرند؛ که دلت نمی آید حتی یک انگشتت هم بخورد بهشان...

می ترسی تمام شوند و تو بمانی و یک دنیا حسرت!

بعضی ها؛ بودنشان... همین ساده بودنشان... همین نفس کشیدنشان؛

یک عالمه لبخند می نشاند روی گوشه لبمان...

...

و من چقدر دوست دارم این بعضی ها را.




 

  • اردیبهشت
  • دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵

عاشقانه


"گلم" که صدایت می کنم
شمعدانی چه اخمی می کند!

مانده ام "جانم" را
چقدر آهسته بگویمت
که هم تو بشنوی
و هم آب از دل هیچ گنجشکی تکان نخورد.



"حمید جدیدی"
  • اردیبهشت
  • جمعه ۲۲ بهمن ۹۵

طعم دوست داشتنت


دوست داشتنت امشب طعم انار و خرمالو می دهد
طعم سفره ی یلدا وسط گرمای مرداد!
که همه را کلافه کرده
که همه را به جان هم انداخته و تو را به جان من!!

دوست داشتنت طعم یخ در بهشت می دهد امشب
شب که نه،دو سه پله دیگر صبح است
می ترسم برف بگیرد فردا
و حیرتِ روزنامه ها،شهر را بردارد

تو که می خوابی می ترسم خوابِ برف ببینی و برف بگیرد و تابستان ماتش ببرد
یا خوابی ببینی که درخت سبز شود بر تخت و
همسایه از صدای روییدن ریشه از خواب بپرد

حساب و کتاب ندارد با تو
نه فصلها، نه هوا ،نه ماجراها

همیشه می آیی و می روی
یا شاید هم نمی آیی که بروی
و من در به در  
به دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم
به چیزهایی که کلمه برایشان اختراع شده باشد قبل ها! *




به یاد جودی..



* مهدیه لطیفی

  • اردیبهشت
  • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵

همه چیز به نگاه بر می گردد.


برگرفته از مجله ی موفقیت - شماره 344 - بهمن 95


روزی اصغر فرهادی کارگردان شهیر ایرانی،تعریف می کرد که در یکی از جشنواره ها یکی از فیلمهایش به نمایش در آمده بود.

بعد از فیلم،یکی از کارشناسان آمد و پرسید : "فلان پسر بچه سرچهار راه چه می فروخت؟مواد مخدر؟؟"

و فرهادی پاسخ داد فال می فروخت..و بعد درباره فال توضیح داده بود.

کارشناس هم تعجب کرده بود و پرسیده بود : "یعنی شما از کشوری می آیید که سر چهارراه هایش شعر می فروشند؟؟"

و بعد سر هر میز می رفت و می گفت: "فرهادی کشوری دارد که سر چهارراههایش شعر می فروشند و مردم برای شعر پول می دهند."

بالاخره این هم یک نگاه است.ما تا چشممان به فال فروشها می افتد نگاههایی افسوس بار و تلخ به ماجرا داریم.کسی هم پیدا می شود که چنین نگاهی دارد..و نگاه مثبت یعنی همین.



  • اردیبهشت
  • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵

پرواز با بالهای سوخته

به احترام آتش نشانان فداکار سرزمینم


  • اردیبهشت
  • جمعه ۱ بهمن ۹۵
عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود..


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.