باز می گردم..

تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

باز می گردم..

تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

مشخصات بلاگ
باز می گردم..

عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود..


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.

چالش نویسندگی

چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۷:۵۱ ب.ظ

به نام خدا

وقتی به کودکیم برمیگردم و به اولین جرقه هایی که من رو به سمت خوندن و داشتن کتاب سوق میداد فکر میکنم به یکی از عزیزترین و مهمترین شخصیتهای زندگیم میرسم که برادر جانم هست.. کسی که هدیه هاش برای من غالبا کتاب بود.حتی وقتی از آمپول و دکتر فراری بودم به شوق کتابهایی که بعد از رفتن نزد دکتر برادرم برام میخرید راضی میشدم..این برهه از زندگی من زمانی بود که هنوز سواد خواندن نداشتم از این رو اغلب کتابهام تصویری بود و اگر متن کوتاهی هم داشت برادر یا خواهرم برام میخوندن..برادرم شدیدا من رو تشویق میکرد حتی گاهی از قصه کتاب ازم سوال میکرد و هر بار که اشتیاق من رو در به ذهن سپردن مطالب میدید به وجد می آمد و این ذوق برادر جان من رو هم به وجد می آورد.

وقتی برادرم دانشگاه قبول شد و به یه شهر دور رفت مادرم به خواهش برادر,فرم اشتراک یک کتابفروشی رو به اسم من پر کرده بود و هر دو سه ماه یکبار یک تعداد کتاب با محتوای کودک و نوجوان برای من پست میشد..اشتیاقی که برای دریافت کتابها داشتم در اون سن جزء ماندگارترین حسها و خوشبختی های من بود.این حس اونقدر جذاب بود که هنوز هم طعم نابش رو گوشه ذهنم به عنوان یک یادگاری خوش عطر و طعم از کودکیم دارم..بااینکه در این چند سال اخیر بنا به دلایلی از مطالعه دور ماندم اما هنوز هم کتابهام رو باارزشترین گنجهای دنیای یک نفره م میدونم.

اما

اگر قرار باشه یک زمان کتابی بنویسم؛


 دلم میخواد کتابی باشه با تم روانشناسی..البته نه روانشناسی تخصصی,چون علمش رو ندارم..دلم میخواد از تجربیات یک دهه نسبتا سختی که در زندگیم گذروندم استفاده کنم و اونچه زندگی به من آموخته برای چشمها و گوشهای مشتاق بازگو کنم,اما نه به شکل زندگی نامه ی صرف,که با رویکرد روان شناختی و با نگاهی به جنبه الهی و روحانی انسان.



با تشکر از عینکی عزیزم که من رو برای شرکت در این چالش دعوت کرد و سپاس از آقای صفایی نژاد  برای طرح این چالش جذاب.


از بانوی عزیزم و فرزانه جان دوست داشتنی دعوت میکنم در این چالش شرکت کنند.

  • اردیبهشت

نظرات  (۳)

سلام ابجی گلم 
جالب بود:)
ان شاءالله موفق باشی:))
پاسخ:
سلام خواهر زیبا 
همچنین.
  • عینکی عینکی
  • فدای تو بشم
    پاسخ:
    خدانکنه عزیزدلم
  • قاسم صفایی نژاد
  • سپاس از شرکت در چالش وبلاگی. لینک شدید در پست مربوطه
    پاسخ:
    تشکر میکنم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">