وسط یه روز یه مقدار خسته کننده یه اتفاقات خیلی کوچیک حکم رفرش رو داره گاهی..

مثلا اینکه خسته از خرید با کلی وسیله منتظر تاکسی باشی,بالاخره یه تاکسی هم مسیر تو پیدا بشه و سوار شی و لحظه اول اخلاق راننده برات جالب باشه.

در جواب سلام زورکی من؛

- سلام,خوش اومدید خانم,روزتون بخیر 

کمی بعد آقای مسنی که جلو نشسته بود قصد پیاده شدن داشت..

- اینجا راحتید؟اگه این سمت براتون سخته میدون رو هم دور میزنم ها 

-نه پسرم..خدا عزتت بده,خیلی ممنون

- خواهش میکنم..روز خوبی داشته باشید 

از اونجا که من انتهای مسیر می بایست پیاده میشدم این صحنه رو چندبار دیگه هم دیدم..با همه مسافرها همینقدر خوش برخورد بودن..


جل الخالق!!مگه داریم؟!! :)


اگه دقت کرده باشید بیشتر راننده های تاکسی اخلاقی شبیه هم دارن که قطعا مقدار زیادیش بخاطر شغل پرزحمتشونه.بعضیاشون یکم بی اعصابن و انگار منتظرن بهونه ای پیدا بشه خودشون رو تخلیه کنن,بعضیا اما بی تفاوتن,انگار ترافیک و شلوغی و رفت و آمد آدمها و ماشینها و برخورد با افراد مختلف اونهارو یه مقدار خسته کرده و تن به اجبار زمانه دادن,بعضیاشون مفسر سیاسی اقتصادی اجتماعی فرهنگی هستن,بعضیاشون اما تا رسیدن به مسیر حکم یه پدر مهربون رو برات دارن,بعضیا یکم ترسناکن و از سنگینی نگاهشون توی آینه جلو خوف میکنی,از خودشون نه,از نگاهشون..و خیلی بعضیای دیگه که همه مون تجربه کردیم.


امروز اما با یک راننده تاکسی بسیار خوش اخلاق و بافرهنگ برخورد کردم..روی داشبود ۲۰-۳۰تا کتاب مختلف بود و روی داشبورد دو تا کاغذ چسبونده بود.روی یکیش نوشته بود مسافر عزیز کتابها خواندنی هستند,و روی کاغذ دیگه این متن زیبا دیده میشد 

""دعا کن
چشمانی داشته باشی که بهترین ها را ببیند
قلبی که خطاکارترین ها را ببخشد
ذهنی که بدیها را فراموش کند
و روحی که هیچگاه ایمانش به خدا را از دست ندهد …""


قطعا اون آقای راننده در طول روز با آدمهای زیادی برخورد میکنه و در حد چنددقیقه هم که شده تاثیر بسیار مثبت و حال خوبی رو به مسافرهاش میده...به همین راحتی میشه تو دلها تاثیر گذاشت و موندگار شد..میشه به همین راحتی یه حس خوب و یه خاطره قشنگ از خودت در ذهن دیگران بسازی.. میشه از مشکلات اقتصادی و فلان و بهمان نگیم, میشه به هم حال خوب بدیم و حال خوب بگیریم,میشه شاکر باشیم نه شاکی..
همین!

خدا قوت به همه راننده های بااخلاقِ متمدنِ روشنفکر