اونقدر که نگرانی بابت یه چیزا بزرگه که گاهی دلت میخواد وسط یه عمل انجام شده بگی نخواستیم آقا.ما نیستیم..

بی خیال ترین آدم دنیا هم که باشی یه وقتا تشویش و دلهره قلبت رو به تک و تا میندازه..

نمیخوام بعدها چوب یه تصمیم اشتباه رو بخورم که تو درایت دادی تا به خطا نرم...

یه چیزی رو میدونی؟بابت گرفتن بعضی تصمیمها باید کاربلد باشی,باید خم و چم یه چیزا دستت باشه..که اگه بلدِ راه نباشی میشی مثل من پُرِ فکرای پریشون..

ولی منِ نابلد هم باید زندگی کنم...پشتم به خداییت گرمه و بزرگیتو واسطه قرار میدم که اگه راهی رفتم اشتباه نباشه..

خیلی دوستمون داشتی که وسط آدمهات بی پناهیم..خیلی دوستمون داشتی که تنها پناهمون همیشه خودت بودی..که وقت گرفتاری فقط اسم خودت رو بلد بودیم...راهمون رو روشن کن خدا..از زمین و آدمهات ترس دارم..مثل همیشه کنارمون باش

توکل به خودت...یا الله العظیم