دوست داشتنت امشب طعم انار و خرمالو می دهد
طعم سفره ی یلدا وسط گرمای مرداد!
که همه را کلافه کرده
که همه را به جان هم انداخته و تو را به جان من!!

دوست داشتنت طعم یخ در بهشت می دهد امشب
شب که نه،دو سه پله دیگر صبح است
می ترسم برف بگیرد فردا
و حیرتِ روزنامه ها،شهر را بردارد

تو که می خوابی می ترسم خوابِ برف ببینی و برف بگیرد و تابستان ماتش ببرد
یا خوابی ببینی که درخت سبز شود بر تخت و
همسایه از صدای روییدن ریشه از خواب بپرد

حساب و کتاب ندارد با تو
نه فصلها، نه هوا ،نه ماجراها

همیشه می آیی و می روی
یا شاید هم نمی آیی که بروی
و من در به در  
به دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم
به چیزهایی که کلمه برایشان اختراع شده باشد قبل ها! *




به یاد جودی..



* مهدیه لطیفی