این ابرها را

من در قاب پنجره نگذاشته‌ام که بردارم

اگر آفتاب نمی‌تابد...تقصیر من نیست

با این همه شرمنده‌ی توام.

خانه‌ام

در مرز خواب و بیداری‌ست،

زیر پلک کابوس‌ها.

مرا ببخش اگر دوستت دارم و

کاری از دستم بر‌نمی‌آید...*


* از رسول یونان