باز می گردم..


تو مقصدم شدی و جاده،شوق مکث نداشت..

در دلِ تنگم گله هاست..

این ابرها را

من در قاب پنجره نگذاشته‌ام که بردارم

اگر آفتاب نمی‌تابد...تقصیر من نیست

با این همه شرمنده‌ی توام.

خانه‌ام

در مرز خواب و بیداری‌ست،

زیر پلک کابوس‌ها.

مرا ببخش اگر دوستت دارم و

کاری از دستم بر‌نمی‌آید...*


* از رسول یونان



اردیبهشت ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود..


وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُ‌وا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِ‌هِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ‌ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ‌ لِّلْعَالَمِینَ.
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان